تبلیغات
روح سواران بخش روح سواران بخش - ...
 

...

نویسنده: مریم ابوالفتحی

 

 كودكی كه لنگه كفشش را دریا از او گرفته بود روی ساحل نوشت:

دریا دزد كفش های من؛

مردی كه از دریا ماهی گرفته بود ، روی ماسه ها نوشت : دریا

سخاوتمندترین سفره هستی.

موج آمد و جملات را با خود شست؛

مثل دریا باش و برداشت های دیگران را در

 وسعت خویش حل كن

 

 

كودك كه بودیم چه دل های بزرگی داشتیم

اكنون كه بزرگیم چه دلتنگیم

ای كاش همان كودكی بودیم كه حرفایش را از نگاهش می شد خواند

اما اكنون اگر فریاد هم بزنیم كسی نمی فهمد

دنیا را ببین بچه بودیم از آسمان باران می آمد

اما حالا از چشم هایمان می آید

بچه بودیم دل درد مان را به صد ناله می گفتیم

بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان می گوییم اما كسی نمی فهمد.

همیشه برای دیدن زیبایی دنبال گل سرخ و باران و... نباش، گاهی در انتهای خارهای یك كاكتوس به غنچه ایی میرسی كه چشمانت را نوازش می كند

 

 

 

() نظرات