تبلیغات
روح سواران بخش روح سواران بخش - پرستاران در شعر شاعران
 

پرستاران در شعر شاعران

نویسنده: راضیه بهراملو

 

شاعران معاصر ایران به پرستار و پرستاری توجه ویژه ای نشان داده اند. بخشی از شعرها در این باره را با هم می خوانیم:

 

 

در سینه مرا هست دلی یار پرستار

هر لحظه شب باز کنم دیده خود را

بینم به برم دیده بیدار پرستار

چون بعد خدا اوست نگه دار مریضان

یارب تو خودت باش نگهدار پرستار

خود سوختن و نور نمودن به بر جمع

چون شمع شب افروز بود کار پرستار

آزرده کند خلق و رسولان خدا را

هر کس که بود در پی آزار پرستار

معیار پرستار چو پرسند بگویم

زینب بود اینجا همه معیار پرستار

مائیم دعا گوی پرستار و خدا نیز

باشد همه جا یار و ممد کار پرستار

«سیمرغ»چنین گفت که بهبودی بیمار

باشد همه از ارزش وآثار پرستار"


 

 

"در حرفه کسی همچو پرستار نداریم / این گونه پر از سختی و دشوار نداریم

بس دل نگران بهر مریض از دل و از جان / شب تا به سحر دیده بیدار نداریم

این گونه چنین مایه گذار از تن شیرین / دلخسته و دلسوز و دل افگار نداریم

در روز و شب و گردش ایام و زمانه / یاریگر و پرسنده بیمار نداریم

بس همچو ملک خوانده و گفتند ز حسنش / این حرف عیان را سر تکرار نداریم

سنجش به چه بتوان بنمود ارزش و قدرش / در کار خدایی حد و معیار نداریم

از لطف و محبت، به از این فوج پرستار / دریا دل بی منت و آزار نداریم

 

"ای لباس سپید فرشتگان بر تن! / قلب بر کف به عشق بیماران!

روز تو روز یاس سپید / روز عشق و ایثار، روز امید و نوید"

پاینده باد ایران

 


 

() نظرات